السيد الخميني
389
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
جواب اين را ما چه بدهيم ؟ بگوييم كه « اعليحضرت » حالا سلطنت بكنند ، ديگر اعليحضرت باشند ؟ ! در « سلام » ها مردم بروند سلام بدهند به اعليحضرت و براى جان او دعاى خير بكنند ؟ ! تا حالا اين كارهايى كه كرده ، ده سال علماى اسلام را ، سياسيون ايران را - عرض بكنم كه - بازارى و دانشگاهى و دانشكدهاى را اين حبس كرده است ، عمر اينها را در حبس تلف كرده ، اين ده سالى كه اين عمر را تلف كرده هيچ ؟ حالا آزاد ؟ « حالا آزاديم » . آزادى معنايش اين است كه از اول ديگر عمر تو برگشت ؟ ! يا اين عمر تلف شد ، از بين رفت ، يك جوان پير شد در اين زندان تو ؟ من بعض جوانهايى كه قبل از زندان ديده بودم ، با من مصافحه مىكردند ، با حالا وقتى مقايسه مىكنم ، مقايسهء يك پهلوان است با يك پيرمرد ! تمام ؟ ! هيچ اينها ؟ ! ريشهاى اينها سياه بود ، حالا آمدهاند ريششان سفيد است ! مزاج اينها سالم بود ، حالا آمدهاند دردمند هستند ؛ معالجه بايد بكنند . حالا ما فرض مىكنيم كه ايشان نخير ، توبهء صحيح نصوح كرده است ؛ آيا جرمهايى كه كردهاند هيچ ديگر اينها ؟ همين ؟ همه عفو ؟ ملت عفو بكند ؟ ! مهلت دادن به شاه يعنى نابودى ايران « بياييد به ايران فكر بكنيم » ! از فرمايشات ايشان و وزيرشان است كه « بياييد به ايران فكر كنيم » ! خوب ، ما داريم به ايران فكر مىكنيم . ما حالا چند سال است كه داريم به ايران ، اين ملت ايران دارد به ايران فكر مىكند كه اين نهضت را كرده است براى اينكه مىبيند ايران از دست دارد مىرود ؛ رفت از دست . مىخواهد اين ايران را نجات بدهد . به ايران فكر مىكند كه نجاتش بدهد . بياييم شما را دوباره باز كنيم راهتان را براى زيادتر چپاول كردن و زيادتر پيوست كردن ايران را به قدرتهاى بالا ؟ ! كه به ايران فكر مىكنيم ! فكر كنيم به ايران براى اينكه خيانت كنى به ايران ؟ ! فكر كنيم كه ايران خوب است كه باز ايران - اين از افكار ايشان است - باز ايرانىها نرسيدهاند به آنجا كه آزادى را به آنها بدهند ! ايرانىها بايد تحت مِهْميز اختناق و نظامى و چكمهء خارجى باشند و داخلى ! آقا مىفرمايند كه باز ايرانىها نرسيدهاند به آنجايى كه آزادى به آنها بدهيم ! اين منطق اينهاست . و آن مردك مىگويد كه از بس آزادى زياد دادند اين صداها بيرون آمده